دفترخاطرات عمومی
سلام!
· برای تعجیل در فرج. · برای عاقبت به خیری همه شیعیان و محبین حضرت(علیه السلام). · برای دایی یکی از دوستام که مشکلات عدیده ای دارد. · برای یکی از دوستان که گفته بود پدربزرگش مریض است. · برای عموهای من که مشکلات زیادی دارند. · برای خوشبختی کسایی که تو این یکی دو ماهه می رن سر خانه و زندگیشون. · آخر سر هم برای من دعا کنید. خدایا! دلم خیلی گرفته! نمی دونم چرا! شاید به خاطر غبار دلم باشه! پس کمکم کن تو این سه روز یه خونه تکانی حسابی تو وجودم انجام بدم! کمکم کن که بعد این سه روز دوباره برنگردم به روز اول و دوباره همون آش و همون کاسه! خدا جون! قلبم را آن چنان وسیع کن که غیر تو در مقابلش حقیر شود! خدایا! دنیا را در چشمانم کوچک کن! و زرق و برقش را از دیدگانم بینداز! و عظمت آخرت را در چشمانم بزرگ کن! خدای من! یه اراده من قوت بخش تا بتوانم راهی را که از درستیش اطمینان دارم ادامه دهم! و کاری را که به اشتباهش اعتقاد دارم را ترک کنم! خدایا! کمکم کن تا آدم شوم! آدمی خدا گونه! روز ولادت امیر المومنین علی (علیه السلام) بر همگی مبارک! از همه به خصوص کسایی که می رن اعتکاف التماس دعا دارم! " و اکثروا الدعا فی تعجیل الفرج فإن ذلک فرجکم " " برای فرج بسیار دعا کنید زیرا که همان گشایش کار شماست. " حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه) منافع دنیوی: · موجب طول عمر می گردد. · زیاد گشتــن نعمت های الــهی. · موجب دفع بلاها و وسعت رزق می گردد. · در زمان ظهور آن حضرت به دنیا باز می گردد. · تداوم دعا بر آن حضرت باعث استجابت سایر دعاها می شود. · توفیق شــرف به دیدار آن حضـــرت در بیداری یا خواب می شود. · امید آن است که به برکت دعا و تضرع برای ظهور این امر جامه تحقق گیرد. · به برکت آنان که برای ظهور دعا می کنند، خداوند بلا را از دیگران دور می سازد. · دعا برای آن حضرت باعث استواری ایمان و نجات از محکمه ها و فتنه های آخر الزمان است. · دعای آن حضرت، یاری خدا را به همراه آورد و سبب غلبه شخص دعاگو بر دشمنانش می گردد. منافع اخروی: · آمرزش گناهان. · کامل شدن ایمان. · دعا، باعث دوری شیطان می شود. · بهره مندی از ثواب یاری کردن به مظلوم. · صد هزار حاجت او در قیامت روا می شود. · دعا برای آن حضرت نشان دادن محبت نسبت به اوست. · بهره مند گشتن از شفاعت رسول خدا، حضرت فاطمه و امام زمان (علیهم السلام) در قیامت. · بهره مندی از پاداش کسی که خواهان خون به نا حق ریخته مظلوم کربلا و دیگر مظلومان است. · به وسیله دعا، یاد و نام آن حضرت زنده می گردد که این مطلب موجب سرور شخص در قیامت خواهد گشت. · دعا بر آن حضرت چنگ زدن به ریسمان الهی می باشد که خداوند بداه فرموده است: "واعتصموا بحبل الله" من همیشه از ریا بدم میامده! از این که آدم یه کاری را بکنه ولی به خاطر خودنمایی! به خاطر دیگری نه خدا! حس خیلی بدیه! ولی تازگی احساس می کنم دیگه نیتم خالص نیست! و این بدترین احساسیه که یه آدم می تونه داشته باشه! حس این که کاراتو اسما به نام یکی می کنی ولی دلت پیش هزار نفره! خدا جون خواهش می کنم نیتم را خالص کن! ومنو از این افکار پراکنده رها کن! مگه نمی گن "إنما الاعمال بالنیات"! خوب پس کاری کن که اعمالمو تباه نکنم! خواهش می کنم! اندیشه مکن که شانه هایت سنگین شود، اندیشه مکن که از کشیدن بار دیگران ناتوانی، در شگفت می مانی از نیروی خویش، به شگفت می مانی که به رغم ضعف خویش، چه مایه توانایی! مارگوت بیگل چند روز پیش یه داستان شنیدم که برام جالب بود! می گن یه روز پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به یارانشون می فرمایند: هر کدام از شما یک دعای مقبول دارید. هر کدام از آنها یه دعا می کنه! دعایی برای خودش!!! پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند: اگر اویس اینجا بود، دعا می کرد آنچه را که باید می کرد! بعد از رحلت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) هنگامی که آنها اویس را می بینند، ماجرا را برایش تعریف می کنند و می پرسند اگر تو در آن زمان آنجا بودی چه دعایی می کردی؟ او پاسخ می دهد: وای بر شما! شما فقط یک دعای مقبول داشتید و آن را هم برای خود طلب کردید! اگر من بودم از خدا می خواستم تا پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تا قیام قیامت برایمان نگاه دارد. داشتم فکر می کردم اگه ما اونجا بودیم چه دعایی می کردیم؟! آیا دعای ما مثل اویس بود یا بقیه صحابه؟! الان چه جوری دعا می کنیم؟! امروز فردا بچه هامون می رن چین برای مسابقات روبوکاپ. دعا کنید یه مقام درست و حسابی بیارن. ان شاء الله سال دیگه برای ما! خدایا! تو آنچنانی که من دوست دارم پس مرا چنان کن که تو دوست داری! حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) ما تو حیاطمون یه باغچه داریم که در دوران دبیرستان من به نوعی باغبان خونمون بودم! هر روز به حیاط می رفتم شیر آب را باز می کردم، پاچه شلوارام را بالا می زدم وشروع می کردم به صفا دادن باغچه. در حین این کارا هم کلی باهاشون حرف می زدم و قربان صدقشون می رفتم! گل ها واقعا موجودات زیبایی اند! به نظر من باغبونا واقعا شغل زیبایی دارند! همیشه با طبیعت سر و کار داشتن آدمو زنده نگه می داره! منم به خاطر علاقه ای که به گل و گیاه داشتم می خواستم برم رشته کشاورزی که نشد! خیلی وقت بود که نرفته بودم سراغ باغچمون. اولش به خاطر سال پیش دانشگاهی، بعدشم که وقتی از دانشگاه می آمدم نای این کارا را نداشتم، آخر سرم که به لطف ساختمانی که در کنار خونمون داره ساخته می شه مشرف پیدا کردیم! ولی چند روز پیش بالاخره رفتم سر وقتشون! دوباره شلوارم را زدم بالا و همه علف های هرز را کندم. قبلا اگه یکیشون گل می داد من می فهمیدم، ولی حالا شکوفه کردند و پژمرده شدند ولی من نفهمیدم! وای که چقدر از این موجودات زیبا دور شدم! باید کمی از این دوری کم کنم! چند تا از راهکارایی که از افراد مختلف برای با حواس جمع خوندن نماز شنیدم و خودم نتیجه خوبی ازشون گرفتم : · یکی این که قبل از نماز اذان و اقامه بگید ولی حتما سعی کنید با تمام وجود حواستون به چیزی که می گید جمع باشه. یعنی مثلا وقتی دارید می گید "أشهد أنّ علیا ولی الله" با قلبتون به اون اعتقاد داشته باشید. · یکی دیگه که خیلی مؤثره اینه که قبل از این که تکبیر بگید به این فکر کنید که هیچ کدوم از چیزایی که اسما مال شماست، به شما تعلق نداره و آخر سر همه اونا را باید بذارید و برید! حتی اعضای بدن شما که جزوی ازشماست هم امانتیه از جانب خدا که باید اونم پس بدید! این باعث می شه که فکر کردن به هر چیزی تو نماز، براتون بی ارزش بشه! · یه راه دیگه ام اینه که تو رکوع ها وسجده هاتون صلوات زیاد بفرستید. · راه آخرم این که به این فکر کنید که مقابل چه کسی ایستادید! اون وقت شاید کمی خجالت بکشید و دست از فکر کردن به چیزای دیگه بردارید. در آخرم امیدوارم این راهکارا براتون مفید باشه! در ضمن به خاطر داشته باشید که هر چیزی با تمرین ملکه ذهن آدم می شه! پس وقتی یه عمره داریم بدون حضور قلب نماز می خونیم نباید انتظار داشته باشیم با چند بار تکرار اوضامون ایده آل شه! موفق باشید! التماس دعا! ببخشید حواسم نبود که همه نمی دونند ACM چیه؟ ACM یه مسابقه برنامه نویسی جهانیه! سوالای این مسابقه به زبان انگلیسی و معمولا مرتبط با یه واقعه طبیعیه! این مسابقه در گروه های 3 نفره انجام می شه! ACM ها معمولا طراحی الگوریتمشان خوبه! امروز معلوم شد روزای زوج به خاطر ACM باید بریم دانشگاه! با این کار همه برنامه های من بهم خورد! مجبورم زبانم را به 1شنبه، 3شنبه منتقل کنم. تازه حتما چند روزی هم برای روبوکاپ باید برم دانشگاه. این یعنی خداحافظ تابستان! ولی خوب نباید ای قدرم بدبینانه به موضوع نگاه کرد. اگه این تابستان را خوب تمرین کنم برای سالای بعدم بهتره! خدا کمک کنه! توجه توجه یه سوال دارم! می شه لطف کنید بهترین کتابایی که تا حالا خوندید را نام ببرید! بالاخره امتحانا تموم شد و تعطیلات شروع شد! بالاخره ماه رجب اومد! می گن ماه رجب ماه استغفاره، ماه شعبان ماه پیامبر و ماه رمضان ماه خدا! یعنی باید سعی کنی تو ماه اول خودتو پاک کنی که با روحی صاف به دیدار ماه رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) بروی. و بعد هم روحت را تقویت کنی برای دریافت خیرات و برکات ماه خود خدا! شاید به خاطر همینه که می گن اگه کسی از ماه رمضان آمرزیده بیرون نیاید، جزو اشقیا محسوب می شه! چون سه ماه برای توبه و آمرزش وقت داشته ولی هنوز موفق نشده مغفرت خدا را به دست بیاره! وای به حال ما اگه جزو این گروه باشیم! خدا سعی می کنه به هر بهانه ای ما را بهشتی کنه ولی انگار ما با خودمون سر لج داریم!!! بیایم حداقل این یه بار به خودمون لطف کنیم و تو این سه ماه کمی بیشتر مراقب کارامون باشیم! شاید امسال بهره بیشتری بردیم و آدم شدیم! التماس دعا! می خوام همین جا یه قولی بدم! قول بدم که هیچ وقت نگم وقت ندارم! دیگه هیچ وقت به بهانه این که وقت ندارم و وقتم کمه از زیر کاری در نرم! دیگه به به خاطر این که وقت ندارم از نماز و عبادتام نزنم! به جای این که هی حرص بخورم که با این وقت کم به کارام نمی رسم، یه یا علی بگم و شروع کنم! و عوض همه این کارا سعی کنم وقتای پرتم را کم تر کنم و به وقتای مفیدم اضافه کنم! چراکه ما همون قدر وقت داریم که افراد موفق وقت دارند! پس این جمله را آویزه گوشم می کنم که " ما همیشه وقت داریم به شرط آن که هم بخواهیم و هم از آن درست استفاده کنیم " خدایا هر چی دارم از توست! پس کمکم کن هیچ وقت فراموشت نکنم چون می دونم تو هیچ وقت فراموشم نمی کنی! به امید روزی که همواره تو را در کنار خود احساس کنم! خوشحالم که حداقل امتحانم اول صبح نیست وگرنه نمی دونستم چه جوری از خواب پاشم! آخه 5شنبه به خاطر خوندن یه رمان تا صبح بیدار بودم! جمعه ای هم به خاطر عروسی پسر دایی بزرگوار تا نیمه شب در خیابان ها پلاس بودیم! امشبم که مثلا به خاطر درس ( که البته از تعداد پست هایی که گذاشتم معلومه زیادی درس خوندم ) شب را به بیداری می گذرانیم! وای که چقدر خوابم میاد! ولی به خودم قول دادم امشب این جزوه را تموم کنم که ان شاءالله از فردا بشینم تاریخ بخونم! آخه فقط امید دارم این یکی یکم معدلمو بالا ببره یا حتی از مشروطیت نجاتم بده! امیدوارم به اونجاها نکشه! ولی کاره دیگه! فردام که فیناله و ...! خیلی دعام کنید! یکی دو ماه پیش با یه سری از دوستام قرار گذاشتیم که یه 40 روزی سعی کنیم یادمون نره خدا و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) دارن نگامون می کنن! یه هفته، ده روز اول که این حرف یادم بود؛ خیلی خوب بود! یه آرامشی داشتم که نگو و نپرس! همه کارام رو به راه بود! نمازامو اول وقت می خوندم، سعی می کردم یکم بهتر رفتار کنم، با بقیه مهربون تر بودم، به کارای دانشگاه بهتر می رسیدم، کارای متفرقه و علاوه بر سازمانی که دوست داشتم را انجام می دادم! اگرم مشکلی پیش میامد سریع به خودشون می گفتم تا درست کنن! آخه در مقابل اونا مگه مگه من کاره ایم؟ هر وقتم دلم می گرفت با هاشون درد و دل می کردم! خلاصه اون چند روز واقعا عالی گذشت! واقعا به مفهوم "با خدا باش و پادشاهی کن" پی بردم! آخه وقتی به این فکر می کنی که خدا با توه، دیگه بقیه مسائل چه اهمیتی داره؟!!! ولی حیف که من این قدر فراموش کار و ناسپاسم! با این که دیدم این همه می تونم با یاد خدا حال کنم، ولی باز هم اونو از یاد می برم! ای کاش خدا یه ذره عقل بهمون می داد! یعنی بهمون یاد می دد که ازش استفاده کنیم! اون وقت دیگه مجبور نبودیم در این دنیای پر مشکل زندگی کنیم! ای کاش ... !!! خدایا ظهور اون کسی را که با آمدنش همه عقل ها به کمال خود می رسد را برسان! بالاخره کنکورای امسال هم تمام شد! راستش کنکور و پیش دانشگاهی با این که خاطرات خوبی برای من داشت، ولی مثل یک نقطه سیاه تو زندگیم می مونه! تا قبل از اون هیچ وقت دوست نداشتم به عقب برگردم و زندگیمو تغییر بدم ولی ... خیلی از صفاتی که بهشون افتخار می کردم را از دست دادم. البته خیلیش تقصیر خودمه! به خاطر همین تصمیم گرفتم یه کاری بکنم. می خوام دوباره همون زینب قبلی بشم با همون صفات زیبای قدیمی! می خوام دوباره همه این صفات را در خودم احیا کنم و حتی اونها را از قبل هم بیشتر در خودم تقویت کنم! می خوام به خودم ثابت کنم که می توانم! یکی از چیزای دیگه ای که تو این دوران از دست دادم، کم رنگ شدن خط قرمزهای زندگیم بود که خیلی بهم لطمه زد! می دونید به نظر من این خط قرمزهاست که به زندگی آدم رنگ و بو می ده و به اون مفهوم می بخشه! می خوام دوباره خط قرمزامو از نو تعریف کنم! می خوام این تابستون غوغا کنم! به امید خدا و با یاری امام زمان (عجل الله تعالی فرجه)! بضی وقتا دلم خیلی می خواد بنویسم، ولی وقتی می رم سراغ وداد و دفتر یا میام پای کامپیوتر اصلا حوصله ندارم! یا نمی تونم افکارم را به رشته تحریر بیارم! تازه مثلا از وقتی این وبلاگ را راه انداختم یه کم اوضاعم بهتر شده! حداقل بعضی از چیزایی را که بارها تو ذهنم حلاجی کردم یا مطالبی را که همون موقع به ذنم می رسه را می نویسم. بعضی اوقات به کسایی که به راحتی هر چی توی ذهنشون هست را به روی کاغذ میارن غبطه می خورم. اینم خودش نعمتیه! ولی هر چیزی با یکم تلاش و تمرین امکان داره! البته اگه آدم خودش بخواد! به امید روزی که همه مطالبی را که بارها و بارها در ذهنم بازنویسی می کنم را بتونم به روی کاغذ بیارم! امتحانم را گند زدم! فکر نمی کردم این قدر بد بدم! با خوش نمره ترین استاد دانشگاه دارم میفتم! مثلا امروز روز مادره! تازه یه امتحان دیگم دارم که نخوندم! بعدش وقت دندان پزشکی دارم! به یادماندنی ترین روز مادر عمرم خواهد بود! در هر صورت سالروز ولادت بانوی دو عالم حضرت زهرا (سلام الله علیها) و روز مادر را به همه شما دوستان بالاخص مادرای مهربان تبریک می گم! امیدوارم شما روز خوبی داشته باشید! امام صادق (علیه السلام) فرمودند: " تا می توانی به دوستان خود نیکی کن زیرا هیچ مومنی به مومن دیگر احسان و نیکی نکند و به او کمک ننماید، جز آن که روی شیطان را خراشیده و قلبش را زخمی کرده است. " خیلی دوست داشتم یه کم بیشتر آدم بودم! خیلی دوست داشتم این قدر وقتم را تلف نمی کردم! خیلی دوست داشتم دلی داشتم به وسعت دریا! خیلی دوست داشتم اخم، ناله، ناراحتی و کلماتی از این دست در لغت نامه ذهنم بی معنا بود! خیلی دوست داشتم می دونستم به کجا می خوام برم! خیلی دوست داشتم جرأت بیشتری برای قالب شکنی داشتم! خیلی دوست داشتم عاشق راهی بودم که دارم می رم! خیلی دوست داشتم یه کم مهربون تر بودم! خیلی دوست داشتم اخلاقم نشون می داد که مسلمونم! خیلی دوست داشتم هیچ وقت یادم نمی رفت که یکی اون بالا داره نگام می کنه! خیلی دوست داشتم هیچ وقت نا امید نمی شدم! خیلی دوست داشتم وقتی یکی را دوست دارم و قبولش دارم،توقعم را ازش بالا نبرم که زود ازش دلگیر بشم! خیلی دوست داشتم فقط حرف نمی زدم! خیلی دوست داشتم عمل چاشنی همه کارام بود! خیلی دوست داشتم ...
![]()
| Design By : Night Skin |


