دفترخاطرات عمومی
سلام!
سلام! از همه کسانی که امسال از وبلاگ من دیدن کردند به خصوص کسانی که با نظراتشان مرا دلگرم کردند، متشکرم! امیدوارم سالی سرشار از شادی و موفقیت در پیش رو داشته باشید! سر سفره هفت سین مرا هم از دعای خیر خود بی نصیب نگذارید! تا سال بعد طبیعت عزیزم سلام! تولدت مبارک! امیدوارم امسال سال بهتری در پیش داشته باشی! سالی سرشار از سرسبزی و طراوت! پر از گل و سبزه! ولی ای کاش ما به جای جشن گرفتن تولد سالانه تو، ولادت هر روزه خورشید را جشن می گرفتیم! اون وقت هر روز برامون عید بود و سعی می کردیم مهربان تر باشیم، به اهدافمون فکر کنیم و به خودمون قول بدیم که برای رسیدن به اونها تلاش کنیم، به دیدن بقیه بریم یا حداقل احوالی ازشون بگیریم، سعی کنیم حتی اگه ناراحتیم ناراحتیمون رو فراموش کنیم وشاد باشیم و ...! اون وقت دیگه هیچ مشکل و دلخوری پیش نمی اومد چون آدم سعی می کنه به خاطر عیدم که شده کدورت ها رو فراموش کنه! اون موقع دنیا واقعا زیبا می شد! به امید اون روز!!! روز 9 ربیع اول سالروز تاج گذاری حضرت صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و روز شادی دل حضرت زهرا(سلام الله علیها) بر همه شیعیان جهان تبریک و تهنیت باد! امروز داشتم کتاب ادبیات خواهرم را ورق می زدم که به شعری از دکتر قیصر امین پور رسیدم؛ شاعری که از معدود کسایی بود که از خوندن شعراش خسته نمی شدم! شاعری که خیلی زود شاعری را کنار گذاشت و ما را در حسرت خواندن شعرهایی زیباتر و پخته تر گذاشت.الهی به اندازه تمام مصرع هایی که با خواندن تک تکشان لذت بردیم، رحمتی مضاعف به او نشان دهد!!! از دیگر کسانی که با رفتنشون دلم را سراسر ماتم کرد آیت الله مجتهدی بود. آدمی خوش اخلاق که همیشه با شوخی و خنده حرف می زد. کسی که از نشستن پای صحبت هاش سیر نمی شدی. اما دیگه نیست تا در عرض یه ربع یه حدیث رو برات جا بندازه! خدا در عوض همه دفعاتی که دل ما رو شاد کرده به درجاتش اضافه کند!!! نفر بعدی که تا مدتی خبرمرگش را باور نکردم آیدین نیک خواه بهرامی بود! یه جوان بیست و چند ساله که تازه جواز المپیک رو گرفته بود! قهرمانی که هنوز راه درازی در پیش داشت! بسکتبالیستی که با هر شوتی که می کرد تماشاچیان رو از جاشون به هوا بلند می کرد! مگه اون چه سنخیتی با مرگ داشت؟ خبر مرگ او من رو هم مثل خیلی های دیگه تو یه شوک برد! خدا به ازای تمام امتیازاتی که در زمین برای تیم هایش گرفت الطاف الهیش را بر او زیاد گرداند!!! و دیگری علامه سید جعفر شهیدی بود. مردی که نامش عظمت زبان فارسی را به همراه دارد! کسی که کارهای نیمه تمام بزرگانی دیگر از جمله دهخدا، معین و فروزانفر را به سرانجام رساند و کتاب تاریخ اسلامش مرجعی است برای تاریخ دانشگاهیان. کسی که قرار بود مجتهد شود اما دست رموشت او را به وادی ادبیات کشاند تا نامش را در تاریخ جاودانه کند! باشد که به ازای تمام سطری که نگاشت مرحمت الهی بر او افزون گردد!!! امروز آخرین جمعه ساله. به یاد همه کسایی که پارسال کنار ما بودن ولی الان از پیش مل رفتند یک فاتحه بخونید. اول از این که یه ۱۰ روزی وبلاگ رو به روز نکردم معذرت می خوام! تقریبا یک هفته دیگه سال جدید شروع می شه. احتمالا شمام نقشه های زیادی برای تعطیلات و سال جدید دارید. نقشه هایی که شاید هر سال سر سال تحویل تجدید می شن ولی از عمل خبری نیست! بیاین با هم قرار بذاریم سال ۸۷ دیگه نگیم از شنبه شروع می کنم بلکه بگیم همین الان گام اول رو بر می دارم! اطمینان دارم این جوری به موفقیت های بیشتری دست پیدا کنیم و از سد آرزوهای چندین سالممون بگذریم! پس همین از الان تمرین رو شروع کنید تا در سال جدید این کار براتون به یه عادت تبدیل شده باشه! موفق باشید!!! بودا به دلیل توانایی اش در پاسخ دادن به شیطان مشهور بود. اما روزی مردی، از شهری دور به نزد بودا آمد تا او را امتحان کند. او در حضور دیگران به مسخره کردن بودا پرداخت. هر کاری که می توانست انجام داد تا بودا را عصبانی کند اما بودا هیچ حرکتی نکرد. فقط رو به مرد کرد و گفت: " اگر کسی هدیه ای به تو بدهد و تو آن هدیه را نپذیری، این هدیه متعلق به چه کسی است؟ " مرد گفت : " خوب مسلم است. متعلق به کسی که آن هدیه را بخشیده است. " بودا خمدید و گفت: " پس اگر من از پذیرفتن سخنان نادرست شما اجتناب کنم، همه این حرف ها مال خودتان خواهند بود. " مرد دیگر قادر نبود جوابی بدهد و زبانش بند آمده بود. شما می تونید با استفاده از این روش نذارید کسی موجب تخریب شخصیت شما شود. از این جسم خاکی خسته شدم. از این که همیشه به فکر حرف مردمیم. از این که در مقابل کارامون انتظار جبران داریم. از این که خیلی هنر کنیم کارامون رو برای دل خودمون انجام می دیم. از این که با کوچک ترین ناملایمتی پا پس می کشیم. از این که اون قدر قدرت نداریم تا مقابل خواسته هایی که می دونیم عاقبت خوبی برامون نداره مقاومت کنیم. از این که ... خلاصه از زمینی بودن خسته شدم! آخه نمی دونم ما از این زمین و زمینی بودن چه خیری دیدیم که بهش چسبیدیم؟ دلم می خواد آسمونی بشم؛ پاک و بی ریا! دلم می خواد اوج بگیرم برسم به خود خدا! می دونم سخته اما ممکنه!!! می خوام از فردا نه نه از همین الان یه آدم دیگه شم؛ آدمی که هر کاری می خواد بکنه اول می بینه این کار می تونه اونو یه قدم به اوج نزدیک تر کنه یا نه. آدمی که دیگه کاراشو برای دیگران یا منفعت خودش انجام نمی ده بلکه فقط و فقط برای یه نفر کار می کنه! خالص و مخلص، بی هیچ چشم داشتی! آخه دیدن لبخند رضایت اون از هر پادای بزرگ تر و باارزش تره! همین که بدونی اون ازت راضیه برای دنیا و آخرتت بسه! پس تا اون هست سختی معنا نداره. من وظیفمو انجام می دم بقیش با اون! توکل به خدا، یا علی! پ.ن: دلم می خواد سال جدید رو متفاوت از سالای دیگه شروع کنم؛ پس خیلی دعام کنید! خدا به فرشتگانش میگوید:« هنگامی که یکی از بندگان من نماز میخواند، برای من مثل این است که فقط این بندهام نماز میخواند. اما بنده من به گونهای نماز میخواند، گویی چندین خدا دارد!!!» حس بدی به آدم دست میده وقتی از نمازی که میخونی فقط تکبیر و سلام آخرش یادت باشه! فکر کن داری با عزیزترین موجود زندگیت، کسی که همه چیزت به اون وابسته است داری حرف میزنی؛ اون وقت فقط یه ضبط روشن کردی که اذکار نماز رو پشتسرهم تکرار کنه! به نظرتون خجالت نداره؟!!! مگه ما کلا در طول روز چقدر از وقتمون رو برای خدا کنار میذاریم که همون یه ذره رو هم حواسمون نیست!!! خدایا! لذت نماز حقیقی را به همه ما بچشان! آمین! من عادت دارم وقتی یه تعطیلات چند روزه برام پیش مییاد، برای همه دقیقههاش برنامهریزی میکنم. (مثل این چند رمزه که دانشگامون به خاطر کنکور فوق لیسانس تعطیله.) اما خیلی وقتا یه اتفاق، یه مهمان ناخوانده همه برنامههامو به هم میریزه! معمولا این مهمان ناخوانده یه آدمه اما گاهی یه فرشته است. فرشتهای که بالاخره سراغ هممون مییاد. شاید تا حالا نوبت من و تونشده نبوده اما هنوز نوبتهای بعدی در راهه! شاید نوبت بعدی نوبت یکی از ماها باشه! الله اعلم! بیاین تلاش خودمون رو بکنیم که هر وقت این مهمان ناخوانده در خانه دلمون رو به صدا درآورد، آماده باشیم و جزو کسانی نباشیم که برای یک ثانیه وقت بیشتر التماس میکنن! میگن همه کسانی که از دنیا میرن امیرالمومنین(علیه السلام) رو میبینن. اما ایشون به مومنین لبخندی میزنن که از صد تا بهشت براشون لذتبخشتره؛ و به دشمنانشان با چنان غضبی مینگرند که برای آنها تحملش از عذاب جهنم سختتره. فکر کنم دیدن نگاه بامحبت آن حضرت ارزش تحمل هر سختی رو داشته باشه! دلم خیلی گرفته! اشکام از چشام جواز رهایی میخوان! باور مرگ عزیزان خیلی سخته اما دادن این خبر به بقیه از اونم سختتره! امیدوارم هیچوقت هیچکس چنین خبری به شما نده و شمام مجبور نشید چنین خبری رو به کسی بدید! برام خیلی دعا کنید! خدایا! همه اسیران خاک رو غریق رحمت بیکران خود کن وما را قبل از مرگ جزو توبهکنندههای حقیقی خود قرار ده! آمین یا رب العالمین اگه یه وقت مشکلی براتون پیش اومد که طاقتتون رو طاق کرد، به جای فکر کردن به نکات منفی ماجرا سعی کنید از دل این ماجرا چیزای خوشایندی دربیارید، حتی اگه خیلی مسخره به نظر بیاد! اما اگه باز هم چیزی پیدا نکردید، به این فکر کنید که خدا میخواسته بیشتر صداش کنید؛ به خاطر همینم این مشکل رو براتون به وجود آورده. یعنی مشکلات یک پیغام از طرف خدا به ماست که « خدا هنوز ما رو دوست داره و از ما ناامید نشده ». مشکلات به ما میگن: « هنوز راه بازگشت هست! فقط کمی صبر و تحمل میخواد! » اگه از این منظر به سختیهای زندگی نگاه کنید، دیگه تو دنیا چیزی جز زیبایی نخواهید دید و اون وقته که هیچ چیز نمیتونه خوشبختی رو ازتون بگیره!
!!!
![]()
| Design By : Night Skin |


